السيد الطباطبائي

29

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

كرده تا آن جا كه فرمود : « از روش زندگى حضرت موساى كليم عليه السلام تبعيت كن ، آن‌گاه كه گفت : « رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » ؛ « 1 » پروردگارا ، به آنچه از خير و نيكويى برايم بفرستى نيازمندم . » سوگند به خدا ، موسى از خدا جز نانى كه بخورد نخواست ، زيرا وى از گياهان زمين مىخورد و سبزى گياهان از لاغرى در شكمش ديده مىشد . و از زندگى داود عليه السلام صاحب مزامير ، و قارى أهل بهشت پيروى كن كه به دست خود از ليف خرما زنبيل درست مىكرد و جهت فروش آن‌ها از هم‌نشينان خود يارى مىطلبيد و بدين‌وسيله ( با فروش آن‌ها ) زندگى مىنمود ، خوراك وى بيش از يك عدد نان جو نبود . و از روش عيسى بن مريم عليها السلام تبعيت نما كه سنگ‌هاى ريز را جمع كرده ، بالش زير سر خود قرار مىداد . جامهء زبر و درشت به تن مىكرد و طعام خشك ميل مىنمود ، هنگام شدت گرسنگى غذا مىخورد و خورشِ وى همان گرسنگى او بود ، چراغ شبش روشنايى ماه بود ، سايبان و خانه نداشت ، ميوه و ريحانش همان بود كه در روى زمين براى چهارپايان روييده بود ؛ نه زنى داشت كه او را مبتلا كند و نه فرزندى كه او را اندوهگين سازد و نه مالى كه او را از خدا باز دارد . و طمع از غير خدا نداشت كه خود را خوار سازد . هميشه پياده راه مىرفت و كارهاى خويش را خود انجام مىداد . . . . مرحوم ديلمى در كتاب ارشاد القلوب دربارهء پيروى از زندگى انبيا عليهم السلام نقل كرده تا آن جا كه فرموده : « اما ابراهيم عليه السلام كه شيخ پيامبران بود و 2500 سال در دنيا زندگى كرد ، ولى خانه و سايبانى براى خود درست نكرد ، چون روز مىكرد ، مىگفت : به شب نمىرسم . و چون شب مىشد ، مىفرمود : به صبح نخواهم رسيد . لباس خشن به تن مىكرد و خوراكش نان جو بود . »

--> ( 1 ) . قصص ، آيه 24